حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 38

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

عيلاميها به مملكت آنها حمله برد در اين زمان آسور بر عيلام برترى داشت زيرا اولا آسوريها متمدّن‌تر از عيلاميها بودند ثانيا سواره‌نظام آسورى از حيث عدّه و هم از جهت تشكيلات و مشق بر سواره‌نظام عيلامى تفوّق داشت ثالثا اسلحه آسوريها هم بمراتب بهتر از اسلحه عيلاميها بود با وجود اين عيلاميها مردانه جنگيده چندان پافشارى كردند كه آسوريها نتوانستند پيشرفتى حاصل كنند و عقب نشستند يعنى در معني شكست خوردند . اين جنگ از اسم محل موسوم بجنگ دورىلو است ( بين 722 - 705 ق . م . ) بعد از سارگن دوم سينّاخريب « 1 » بر تخت آسور نشست در اين اوان كالّودوش « 2 » پادشاه عيلام را محاصره كرده كشتند پادشاه آسور از اين واقعه استفاده كرده از طرف جنوب عيلام ( سواحل خليج پارس ) داخل جلگه شوش گرديد و 34 قلعه و برج را گرفته خراب كرد و اهالى را باسارت بآسور برد در اين موقع عيلاميها كودورناخونتى « 3 » را به پادشاهى معيّن كردند و ليكن او در كوهستان مانده اقدامى براى جلوگيرى از آسوريها نكرد و اينها چون وضع را چنين ديدند به طرف ماداكتو كه در كوهستان بود حمله بردند و ليكن چون دره‌ها بواسطه باران و برف قابل عبور نبود آسوريها عقب نشسته بآسور مراجعت كردند و مردم عيلام كودورناخونتى را از جهة بيقيدى كه نشان داده بود گرفته كشتند ( 692 ق . م ) و بجاى او اوم‌مان‌مينانو « 4 » نامى را بسلطنت انتخاب كردند اين پادشاه سر و صورتى بقشون عيلام داده باندازه‌اى آن را قوى كرد كه بابل براى اتحاد با عيلام بر ضد آسور مقدم گرديد و از خزائن ارباب انواع بابلى وجوهى براى تجهيزات بعيلام داد جنگى كه پس از آن شد بسيار خونين بود چه طرفين مقاومت نمودند و با وجود كشته شدن سردار عيلامىباز عيلامىها آنقدر پافشارى كردند كه جنگ بىنتيجه ماند و

--> ( 1 ) - SINNACHERIB ( 2 ) - KALLUDUSCH ( 3 ) - KUDUR - NAKHUNDI ( 4 ) - UMMAN - MINANU